تبلیغات
حیات طیبه - مطالب خرداد 1392
منوی اصلی
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
حیات طیبه

بعد از هماهنگی هایی که بین دوستان دانشجو و یا فارغ التحصیل در کشورهای سوئیس و اتریش و آلمان صورت گرفت قرار بود این نشست در آلمان برگزار شود اما به علت بارش باران و جاری شدن سیل بی سابقه محل برگزاری تغییر کرد و در اتریش برگزار شد.

شرکت کنندگان در این نشست در بیانیه ای حمایت خود را از دکتر سعید جلیلی اعلام کردند در بخشی از این بیانیه آمده است «دکتر جلیلی را نماینده گفتمان انقلاب اسلامی و نماد مقاومت در اصول بنیادین می دانیم و ایشان را به عنوان نامزد اصلح انتخاب می کنیم.»

پارلمان اتریش 2011

بعد از هماهنگی هایی که بین دوستان دانشجو و یا فارغ التحصیل در کشورهای سوئیس و اتریش و آلمان صورت گرفت قرار بود این نشست در آلمان برگزار شود اما به علت بارش باران و جاری شدن سیل بی سابقه محل برگزاری تغییر کرد و در اتریش برگزار شد.

برنامه به مدت دو ساعت در منزل یکی از دوستان برگزار شد. در اینجا چنین برنامه هایی در فضای بیرونی جایز نیست ولی متاسفانه حمایت از نامزد خاصی در بیشتر رسانه های غربی جایز است.

چون منزل فرد میزبان آپارتمان بود، همسایگان وی نگاه توام با تعجب داشتند و به نظر می رسید نگران هستند، متاسفانه در بعضی از شهروندان اتریش و آلمان این نگاه وجود دارد البته سوئیسی ها انگار همه جوره بیطرف هستند، جهت رعایت حال همسایگان ما روز قبل از همه دوستان خواستیم در رفت و آمدها نهایت سکوت را رعایت کنند که الحمدلله همه مراعات کردند.

در ابتدا فکر نمی کردیم  کسی از نشست استقبال کند من پیامک هایی به دوستان ارسال کرده بودم ولی امیدی به حضور جمعیت نداشتم.

دو نکته باعث شده بود دوستان زیادی در نشست شرکت کنند یکی استقبال شرکت کنندگان در نشست از سخنان دکتر جلیلی در مناظره سوم و دومی موج تخریب و تحریف بی سابقه در غرب بر ضد ایشان.

یکی از شرکت کنندگان در مراسم در سخنان خود گفت دکتر جلیلی احساس غرور ملی را در ما ایرانیان خارج کشور بیشتر تقویت کرد. رفتار ایشان در مذاکرات باعث شد ما هم با مقاومت بیشتر در خارج کشور گام برداریم او از این موضع جلیلی به عنوان ملی گرایی یاد کرد و گفت شاید این احساس در داخل ایران خیلی محسوس نباشد.

حسناء حیدر که در اینجا به خبرنگاری برای یک خبرگزاری اتریشی اشتغال دارد در سخنانی گفت من جلیلی را در دورهای مذاکرات در آلماتی و استانبول دیده بودم شعار مقاومت رمز پیشرفت که شعار انتخاباتی ایشان است فقط یک شعار نیست استراتژی است که دکتر جلیلی در مذاکرات پیش گرفته بود و من این را در عمل ایشان دیده بودم.

محمدرضا از ایرانیان مقیم خارج کشور هم از کسانی بود که در جلسه صحبت کرد: من بیشتر تحت تاثیر رسانه های غربی اطلاعات را بدست آورده بودم که بیشتر بر این محور بود که ایشان کم حرف می زنند و فن بیانشان خوب نیست، کار اجرایی نداشتند، نماینده جریان انحرافی هستند و آخرش همه شما را می پیچانند. زمان برگزاری مناظرات انتخاباتی متوجه شدم که اطلاعاتی که من روزانه رصد می کردم، کاملا غلط است. من تصور می کردم هرکی بیشتر حرف بزند یعنی خیلی سطحش بالاست ولی کم خرف زدن و به موقع و قاطع صحبت کردن ایشان نظرم را عوض کرد دشمنان ایران خودکشی می کنند تا ایشان به ریاست جمهوری نرسد.

آقای بیاتی هم در بخشی از صحبتهای خود گفت از صحبتهای دیگر نامزدها این گونه اقتباس می شد که اگر درجایی با مشکل مواجه شوند برابر کشوری مثل آمریکا کوتاه خواهند آمد.

در آپارتمان محل نشست شعار هم دادیم:«ما متوقف نمی شویم»، «برگ برنده ما شهید زنده ما» و شعارهای دیگر. البته چون در منزل بودیم و تعدادمان هم زیاد بود با صدای آهسته شبیه صحبت کردن در دل! یکی از دوستان می گفت: عقده ای شدم، سفرهای تبلیغاتی دکتر جلیلی تو ایران همه شعار می دهند ولی ما در این کشور بی بخار هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم…!!! در اروپا آلمانی ها به آدم های خشک معروف هستند، اتریشی ها در این مورد وضع بهتری دارند.

یکی از حاضرین که با کناردستی خود صحبت می کرد می گفت دکتر جلیلی به شهدا شباهت دارد.

در پایان جلسه برای اینکه کسی در ساختمان به حضور این جمعیت ۲۵ نفری اعتراضی نکند دوستان یک شاخه گل به هر یک از واحدهای ساختمان هدیه دادند.



کوئین لویز

نگاه از داخل به ایران خیلی با از بیرون نگاه کردن متفاوت است. شاید آنچه موجبات عزت و سرافرازی را برای یک ملتی به ارمغان می آورد، وقتی در خاک همان سرزمین هستید خیلی به چشم نیاید. اما ما که در بیرون از کشور حالا به هر دلیلی تحصیل و با سایر شرایط به سر می بریم خیلی بهتر درک می کنیم که پیشرفت علمی و سیاسی و سایر حوزه ها تا چه اندازه هست. من زمانی که به آلمان رفتم 9 ساله بودم. یادم هست خرداد تمام شده بود و خانواده ما مجبور شدند به مدت چند سال به آلمان سفر کنند. محل زندگی ما شهر بن تعیین شده بود. این شهر در زیبایی ظاهری چیزی کم نداشت اما مهم این بود که ما روزهای ابتدایی خیلی به زبان آلمانی مسلط نبودیم... و نوع برخوردها با کشور قبلی که یک کشور عربی بود خیلی تفاوت داشت...به هر حال ما هیچ علاقه ای نداشتیم که در آلمان زندگی کنیم. سال تحصیلی مدارس ایرانی به اتمام رسیده بود. من سال تحصیلی جدید را در یک مدرسه آلمانی که بین المللی هم بود آغاز کردم. مدرسه ما به همه چیز شباهت داشت جز محلی که در آن علم آموخته می شد. بیشتر مدرسه سیاست بود تا مدرسه دانش. در عین حال  اینکه روزگار سختی را در آنجا گذراندیم ولی تجربیات خوبی بدست آوردیم. مدرسه بین المللی ملیتهای مختلفی را در خود جای داده بود که به دنبال آن ادیان و مذاهب مختلفی را در خود جای می داد. از کل مدرسه که حدود 800 نفر بود، 12 شیعه را تشکیل می داد که 8 نفر ایرانی بودیم و 4 نفر لبنانی. مدیر مدرسه ما یک خانم یهودی بود که البته یهودی بودن خود را با انداختن صلیب به گردن و انجام نمادین رفتارهایی که نماد مسیحیان بود پنهان می کرد. ایشان بسیار علاقه مند بودند که مسلمانان مدرسه هر کاری را ملتمسانه از وی درخواست کنند و این مساله را ما ایرانی ها هرگز نمی پذیرفتیم... خیلی سخت بود فرایند تغییر در مشی این مدیر!!! در مدرسه ما همچنین انجام فرایض دینی فقط برای یهودیان آزاد بود و در این زمینه دوستان مسیحی ما هم ناراضی بودند. مراسم مزخرفی مثل بزرگداشت هولوکاست و عید پوریم و... خیلی راحت برگزار می شد. حتی یکی از واحدهای درسی ما هم در رابطه با مساله هولوکاست بود. یک موضوع مهمی که در آنجا وجود داشت این بود که در سیستم آموزشی آلمان مدارس به صورت شورایی اداره می شد یعنی شورای مدیران، شورای دبیران، شورای دانش آموزان و والدین آنها (که البته در اروپا خانواده به مفهوم ایران خیلی مرسوم نیست). تا زمانی که ما به این مدرسه وارد نشده بودیم سیستم شورای دانش آموزی به صورت انتصابی بود. البته ورود ما به این مدرسه هم یک داستانی بود. چون در آلمان قانون منع حجاب وجود داشت و دارد ما در هر مدرسه ای نمی توانستیم ثبت نام کنیم. بعد از ورود به مدرسه سیستم انتصاب را با این استدلال که شما می گویید دموکراسی ولی همیشه یک افراد خاصی وارد شورای دانش آموزی می شوند. طیف غیر اسلامی مدرسه و به قول معروف آقازاده های مدرسه خیلی با این مساله مخالفت کردند ولی به هر دری ما حرف خودمان را به کرسی نشاندیم و ار قضا وارد هر 4 نفر ما وارد شورا شد و از آن تاریخ تا سال تحصیلی بعد به عنوان نماینده مسلمانان در جلسات شرکت می کردیم. تقریبا به جز ایران همه دنیا اسرائیل را به رسمیت می شناختند و از قضا در مدرسه ما هم 3 اسرائیلی مشغول به تحصیل شدند. از اینجا بود که درگیری های زیادی میان دوستان مسلمان به خصوص لبنانی که در آن زمان هم لبنان و اسرائیل در جنگ به سر می بردند و ایران که هرگز اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت و نمی شناسد صورت می گرفت...البته مدل اسرائیلی ها این که می خواهند خودشان را به زور تحمیل کنند...تنش ها خیلی طولانی بود...به طور کلی روال مدرسه این بود که اگر به فرض ایران، اسرائیل را غاصب و جنایتکار می دانست، اتباع آن رژیم با ایرانی های مدرسه برخورد می کردند. یعنی مثلا گاهی درگیری لفظی بود و گاهی هم تا حد زد خورد. این مسائل باعث شد کم کم بخش اسلامی و غیر اسلامی مدرسه از هم جدا شوند و فقط در مواقع ضروری گرد هم آیند. دریاره آن سه اسرائیلی هم با موضع گیری سرسختانه ای که یکی از دوستان به همراه دوستان لبنانی که امیدوارم هرجا هستند سلامت باشند و آرامش داشته باشند از صحنه مدرسه محو شدند و فکر کنم به مدرسه ای اسرائیلی منتقل شدند.

این روند در دانشگاه خیلی شدیدتر بود....

مونیخ

سال 1385 من از مدرسه فارغ التحصیل شدم و خوشحال بودم که برمی گردم ایران و دوره دانشگاهم را با گذراندن آن همه درگیری در ایران می گذرانم...ولی فکر کنم تقدیر این بود که من در همان کشور ولی در شهر مونیخ ادامه تحصیل بدهم... دوره لیسانس را هم به همین صورتی که ذکر شد طی می کردیم.........یادم هست روزی که بحث مذاکرات هسته ای ایران و دکتر جلیلی خیلی داغ شده بود، سال آخر بودم... سال 89 ... بین همه طیف دانشگاه از سال 1388 و آن انتخابات معروف اسم ایران بر سر زبانها جاری شده بود...همه ارزوی ایرانی بودن را داشتند... بعد از اینکه دانشمندان هسته ای ما به شهادت رسیدند، مواضع مثبت ایران در این مساله (که البته به آنها افتخار می کنم) براساس آنچه مرسوم بود، یادم هست وارد دانشگاه شدم یکی از دانشجویان من را صدا کرد و وقتی برگشتم یک سیلی از یک دانشجوی که گرایشات صهیونیستی داشت والبته برای مظللوم نمایی خود را یهودی جا می زد خوردم....هر چند من هم بی جواب نگذاشتم چون یاد گرفته بودم که در برابر رفتارهای دشمن گونه خصوصا این فرد را مثل خودش باید پاسخ داد...

ما از انجا دکتر جلیلی را خیلی بهتر شناختیم و براساس انچه از گفتمان انقلاب آموخته بودیم ایشان را به عنوان یک فرد اصلح برگزیدیم...و تا زمانی که ایشان وارد وزارت کشور ایران شدند انتظار کشیدیم...


به امید موفقیت و سربلندی ایشان و ملت ایران



الجزیره: در حالیکه به اعتراف بسیاری از رسانه های بیگانه ثبت نام هاشمی رفسنجانی، باعث بوجود آمدن امید دوباره غرب برای تغییر نظام ایران شده است اما تنها خطر بزرگ در این راه میتواند حضور سعید جلیلی در مقابل هاشمی و اصلاح طلبان باشد و آرزوی چند ساله اصلاح طلبان برای رسیدن به قدرت دوباره را به ناامیدی تبدیل کند.

گاردین: به نظر می رسد جلیلی از مورد اعتماد ترین و نزدیکترین دوستان آیت الله علی خامنه ای باشد.

روزنامه صهیونیستی یدیعوت‌آحارونوت: جلیلی از رزمندگان دوران جنگ هشت ساله و از نیروهای اصولگرای نزدیک به رهبری است.

جروزالم پست روزنامه صهیونیستی: اصولگرایی تندرو و نزدیک به رهبری ایران است. احتمال ریاست جمهوری جلیلی نیز دلهره آور است.

ان بی سی نیوز: سعید جلیلی، محافظه کار تندروی نزدیک به آیت الله خامنه ای، کسی است که با رویه خود تا کنون اجازه نداده است تا مذاکرات با نتیجه مطلوب دنبال شوند.

بی بی سی فارسی: سعید جلیلی ویژگی هایی دارد که می تواند وی را به «ستاره نوظهور» این دور از رقابت ها تبدیل کند. او از نظر ایدئولوژیک و خط مشی سیاسی، چه در سخن و چه در عمل، تابع خط و نگاه رهبری است و این را به ویژه در پرونده هسته ای اثبات کرده است. بنابراین آقای جلیلی می تواند همان مجری مورد نظر جناح حاکم باشد …. تاکارهایی که قرار است در حوزه هسته ای و نحوه تعامل یا تقابل با دنیای بیرون اتفاق بیفتد، به اسم و امضای آیت الله خامنه ای و مجری متواضع او تمام شود.

الجزیرة، دلایل اقبال بیشتر اصولگرایان همفکر با آیت الله خامنه ای به سمت سعید جلیلی را اینگونه بر می‌شمارد:

نزدیکی افکار جلیلی به آیت الله خامنه ای، ارتباط او با نسل جدید سیاستمداران ایران، مقبولیت او در محافل دانشگاهی و بین جوانان و داشتن اطلاعات کافی درباره جزئیات مشکلات پیش روی سیاست خارجی ایران.

خبرگزاری فرانسه: ورود جلیلی به صحنه، امید طرفداران رهبری را افزایش داد و شور و شوق جدیدی در آنها ایجاد کرد و باعث شگفتی کاندیداهای موجود شد.

روزنامه الاهرام مصر: با ورود جلیلی و هاشمی رفسنجانی تنور انتخابات در ایران به شدت داغ شده و باید در آینده نزدیک شاهد رقابت تنگاتنگی باشیم.

صدای آمریکا: با آمدن جلیلی منتقدان حکومت ایران بیم دارند که وی پیروز نهایی انتخابات ۹۲ باشد.

نیویورک تایمز: سعید جلیلی با موضع ضد غربی در حال تبدیل شدن به نامزد پیشتاز در انتخابات ریاست جمهوری ایران است.

http://www.nytimes.com/2013/05/29/world/middleeast/saeed-jalili-emerges-as-establishment-favorite-in-irans-presidential-race.html?pagewanted=all&_r=0

گاردین: جلیلی کسی است که تز دکترایش در خصوص “سیاست خارجی پیامبر اسلام” بوده است و در تعامل با غرب با رویکرد مقاومتی، نمایندگان غربی را شگفت زده کرد. وی در مصاحبه تلویزیونی خود گفت که به دنبال تغییر سازوکار می باشد و در خصوص سیاست خارجه نیز می خواهد تا از تهدیدها، فرصت به وجود آورد.

هفته نامه ویک: اگر جلیلی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود انتخابات برای آمریکا فاجعه بار خواهد بود و این آروزها بر باد خواهد رفت.

جلیلی به عنوان یک رزمنده قسم‌خورده زمانی گفته بود که هدف ایران «ریشه‌کن کردن سرمایه‌سالاری، صهیونیسم و کمونیسم و ترویج گفتمان اسلام ناب در جهان» است.

http://theweek.com/article/index/244812/why-irans-next-election-could-be-disastrous-for-the-us

روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور: جلیلی مردی همیشه انقلابی بوده است و به شدت به رهبر ایران آیت الله خامنه ای وفادار است. او قهرمان مقاومت در برابر فشار های آمریکا و اسرائیل است.

سوزان مالونی یکی از نویسندگان مطرح اندیشکده بروکینگز: دلیل شانس بالای " جلیلی" در انتخابات این است که او شاخصه­‌های ریاست جمهوری را که آیت الله خامنه‌­ای مد نظر دارد، به طور کاملی داراست. جلیلی زبان نرم‌تری نسبت به احمدی نژاد دارد، کارهایش را با نظم و دقت بیشتری انجام می‌دهد و قابل اطمینان تر است. تفاوت مهم دیگر او با "احمدی نژاد" نوآوری‌ها و توانایی فوق العاده رسانه‌ای اوست. او در هفته گذشته با فایننشال تایمز و کریستین ساینس مانیتور مصاحبه کرده و خود او (یا کسی از طرف او) در فضای توئیتر فارسی و انگلیسی بسیار فعالیت می‌کند.

بی بی سی فارسی: سیاستمداری که راه رفتن او به سبب پای مصنوعی اش صدمات جنگ ایران و عراق

 را تداعی می کند و شیوه رفتار ساده اش که رسانه های ایران با انتشار تصاویر پی در پی سعی در تثبیت آن دارند، بیش از هرچیز یادآور رفتار سیاستمداران صدر انقلاب بهمن ۱۳۵۷ است.

نیویورک تایمز: سعید جلیلی، دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی ایران، در حال ظهور به عنوان نامزد پیشتاز در انتخابات ریاست جمهوری 14 ژانویه(24 خرداد) است.

علیرضا نوری زاده: مسند نشینی سعید جلیلی فاجعه‌ای است که نه فقط آثارش نصیب ما، که نصیب نسل های آینده خواهد شد... آیا باید دست روی دست گذاشت و نظاره کرد تا سعید خان بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند؟ آیا از دست ما کاری برمی‌آید...؟

به گمان من، مهم این نیست که چه کسی تدارکاتچی بعدی خواهد بود و سعید جلیلی را شکست خواهد داد، مهم این است که سعید جلیلی انتخاب نشود... چنین است که تک تک ما وظیفه داریم به عنوان "چه باید کرد؟" مانع از فاجعه ای در ابعاد بزرگ شویم.

ماکس فیشر نویسنده روزنامه آمریکایی واشنگتن پست: به نظر می رسد جلیلی در انتخابات پیشتاز باشد.

با تشکر از آقای سید علی مرندی

و وبلاگ: emamsadeghy.blog.ir



دوستان در کشورهای مذکور لطفا خاطرات خود را برای ما ارسال کنید

چه زبان آلمانی و چه زبان عربی

فرقی نمی کند.

ترجمه می شود............

فعلا خانم ز دانشجوی ایرانی فارغ التحصیل دانشگاه مونیخ (مونشن) خاطره موثری را از زمانی که ایران روش مقاومت را در حوزه سیاست خارجی و هسته ای برگزید فرستادن که با ترجمه و تکمیل آن به زودی روی وبلاگ گذاشته می شود..........

دوستان دانشجوی ما در دانشگاه آمریکایی بیروت اوضاع بهتری دارند. ولی خوش بحالتون................

ما مجبور شدیم سنگر رو حفظ کنیم.....

 



جلیلی سرسخت‌ترین و تندروترین نامزد در میان این هشت نفر است. از شواهد و قرائن این طور برمی‌آید که آقای جلیلی قصد دارد همچنان بن‌بست هسته‌ای ایران و رایزنی‌ها با غرب و متحدانش را در همین وضعیت نگه دارد. وی کاملاً با هرگونه سازش با غرب در مورد مسئله هسته‌ای و مسئله سوریه، مخالف است.

سعید جلیلی، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که برای اولین بار، طعم این نوع رقابت‌ها را می‌چشد، در میان هزار جوانی که برای او هورا می‌کشیدند، حاضر شد. او کمی هنگام راه رفتن مشکل دارد؛ زیرا زمانی که یک عضو جوان سپاه پاسداران بود، در جنگ با عراق حاضر شد و از ناحیه پا آسیب دید. حال او یک نشان افتخار از جنگ را در بدنش به همراه دارد.

حاضرین در آن مکان، یکصدا با هم فریاد می‌زدند، «ای جلیلی، ای شهید زنده، خوش آمدی.» این‌ها کسانی بودند که روزهای خونین جنگ را ندیده بودند؛ اما عمیقاً غرق تجلیل از پیشکسوتان ملی خود شده بودند. آنها در حالی که پرچم «مقاومت» را می‌چرخاندند –مقاومت یک گروه همکاری‌های نظامی میان شیعیان ایران و سوریه که شامل حزب‌الله لبنان و برخی گروه‌های فلسطینی می‌شود-شعار این نامزد ریاست جمهوری را فریاد می‌زدند: «نه سازش و نه تسلیم خواهیم شد، رأی ما فقط جلیلی است.»

به نظر می‌رسد آقای جلیلی، معروف به رایزن هسته‌ای سرسخت و نماینده آیت‌الله علی خامنه‌ای، پیشتاز رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری باشد. این مطلب، چیز نویدبخش و مطلوبی برای غرب و رابطه با آن نخواهد بود.

وی سرسخت‌ترین و تندروترین نامزد در میان این هشت نفر است. از شواهد و قرائن این طور برمی‌آید که آقای جلیلی قصد دارد همچنان بن‌بست هسته‌ای ایران و رایزنی‌ها با غرب و متحدانش را در همین وضعیت نگه دارد. وی کاملاً با هرگونه سازش با غرب در مورد مسئله هسته‌ای و مسئله سوریه، مخالف است.

رسول نفیسی، یک کارشناس مسایل ایران در ویرجینیا گفت، «او [آقای] احمدی‌نژاد شماره 2 است. با توجه به سابقه او در مذاکرات و هدایت تیم مذاکره‌کننده، بعید است که او بخواهد از روزنه جدیدی وارد فاز مذاکرات شود.»

گفته می‌شود که او توانسته است حمایت آشکار ائتلاف روحانیون و فرماندهان سپاه پاسداران را به دست آورد. روحانیون شیعه بلندپایه از او حمایت می‌کنند و نیروهای بسیج نیز در حال حاضر آماده‌اند تا شرایط پیروزی او را فراهم آورند. چندین رسانه خبری از جمله خبرگزاری فارس و بسیاری از وب‌سایت‌ها از او یاد می‌کنند. در مقابل، برنامه تبلیغاتی دیگر نامزدها به علل نامشخصی لغو می‌شود و یا در مصاحبه خود با مجریان، با سوالات سخت و چالش برانگیزی مواجه می‌شوند و این در حالی است که آقای جلیلی پیرامون مطالب معمولی و غیرجنجالی به بحث و گفت‌وگو می‌پردازد.

امیر محبیان، یک تحلیلگر نزدیک به رهبران ایران، با اشاره به گروه‌های حامی جلیلی گفت: «او می‌تواند به سادگی هرچه تمام‌تر، 30 درصد از آرا مردم را به دست آورد. مابقی آرا نیز میان دیگر نامزدها تقسیم خواهد شد.»

در این صورت، انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد و آقای جلیلی شانس پیروزی بالایی خواهد داشت. طبق قوانین ایران، رئیس‌جمهور باید بتواند نیمی از آرا را به خود اختصاص دهد.



کارشناسان روس با اشاره به عصبانیت غرب و تلاش‌های رسانه‌ای آنها برای بازتاب غیرواقعی فضای انتخاباتی در ایران، بر بی‌نتیجه بودن این تلاش‌ها بر فضای داخلی کشورمان تأکید دارند.

کارشناسان روس معتقدند که غرب و برخی از کشورهای همسایه در مورد ایران و نقش برخی از نامزدهای رد شده از سوی شورای نگهبان سر و صداهای زیادی به راه‌ انداخته‌اند اما در این رابطه مهم گوش دادن به ‌حرف مردم ایران است که خلاف تبلیغات رسانه‌ای غرب می‌باشد.

عصبانیت غرب و تلاش‌های رسانه‌ای برای بازتاب غیرواقعی فضای انتخاباتی

در حالی که رسانه‌های غربگرای این کشورها تلاش می‌کنند تا فضای انتخاباتی در ایران را به‌ طور غیرواقعی بازتاب دهند، بیشتر رسانه‌ها و کارشناسان مستقل تلاش کرده‌اند تا فضای انتخاباتی جمهوری اسلامی را به‌ صورت واقعی معرفی کنند.

از جمله «سرگی استراکن» کارشناس سیاسی روس با انتشار مطلبی در روزنامه «کامرسانت» چاپ مسکو، شرایط انتخابات ریاست جمهوری ایران برای آمریکا و غرب را ناامیدکننده نامید و نوشت: عصبانیت بیشتر غربی‌ها در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری ایران که از لحن گفتار آنان مشخص می‌شود به دلیل آن است که آمریکا و متحدان اروپایی از اینکه در میان نامزدهای این انتخابات حداقل یک نفر وجود ندارد که روی آن بتوانند حساب باز کنند به ‌شدت ناامید شده‌اند.

به اعتقاد این کارشناس روس، با توجه به‌ پیش‌بینی این شرایط که رئیس جمهور جدید ایران (صرف‌نظر از آنکه کدام یک از نامزدها پیروز خواهد شد) در مورد ‌برنامه هسته‌ای و قضیه سوریه و سایر بحران‌های بین‌المللی سیاست‌های کشور را بازنگری نخواهد کرد، واشنگتن به ‌فکر تلاش برای ایجاد بی‌ثباتی در داخل جمهوری اسلامی ایران برآمده و به ‌مخالفان نظام پیام لزوم اقدامات قاطع را می‌دهد.

در ادامه می‌خوانیم: در حالی که در متن تحولات سوریه ایده اقدام نظامی علیه ایران اهمیت خود را از دست داده است، آمریکا به‌ امید راه افتادن اعتراضات گسترده در پی اعلام نتایج انتخابات و پیاده کردن سناریوی «بهار عربی» است.

امکان «توییترسازی» و «فیس‌بوک‌سازی» انتخابات مسدود شده است

اما به‌ اعتقاد «سرگی شکریانس» کارشناس ارمنی، مقامات مربوطه ایران همه کانال‌های احتمالی «توییترسازی» و «فیس‌بوک‌سازی» انتخابات را مسدود کرده و مسلما حوادث سال ۲۰۰۹ تکرار نخواهد شد.

وی ضمن مطلبی در سامانه اینترنتی «russia-armenia.info» امیدواری غربی‌ها و پیروانشان در کشورهای مستقل مشترک‌المنافع را مبنی بر اینکه در ایران به بهانه انتخابات ریاست جمهوری می‌توان به ‌اتفاقاتی نظیر «انقلاب‌های عربی» و یا حوادث لیبی و سوریه دامن زد، مظهر بی‌عقلی دانست.

شکریانس معتقد است که تهدیدهای آمریکا در رابطه با تشدید تحریم‌ها علیه ایران در پی اعلام اسامی هشت نفر نامزد انتخابات، نشان می‌دهد که واشنگتن بر ناتوانی خود در جهت وادار کردن ایران به‌ عقب‌نشینی از اصول و منافع ملی جمهوری اسلامی اذعان می‌کند.

حضور پررنگ مردم در انتخابات قابل‌پیش‌بینی است

«ولادمیر یوسی‌اف» مدیر مرکز مطالعات اجتماعی و سیاسی روسیه نیز ضمن یک نشست مطبوعاتی با دموکراتیک عنوان کردن فضای انتخابات در ایران، حضور پررنگ مردم در انتخابات ۲۴ خرداد را قابل پیش‌بینی دانست.

پایگاه اینترنتی «روس بزنس کنسالتنگ» (top.rbc.ru) با انتشار گزارشی با اشاره به ‌قابل‌پیش‌بینی بودن نتایج بیشتر انتخابات ریاست جمهوری در کشورهای مختلف دنیا از جمله آمریکا، نوشت که در این میان تنها ایران استثنا است.

در این مطلب همچنین آمده است در انتخابات ایران عملا نمایندگان مهم‌ترین گروه‌ها و جناح‌های سیاسی حضور دارند و کناره‌گیری حداقل ۲ الی ۳ نفر از نامزدها قبل از برگزاری انتخابات را می‌توان پیش‌بینی کرد.

گفته شده است که از میان کاندیداهای اصول‌گرا (قالیباف، ولایتی و حدادعادل) یکی باقی می‌ماند و هنوز معلوم نیست که با جلیلی چه تعاملی خواهند داشت.

در ادامه پیش‌بینی شده است که به‌ احتمال زیاد از نامزدهای اصولگرا یکی پیروز خواهد شد، ولی باز هم رقابت جدی نامزدهای اصلاح‌طلب (احتمالا عارف و یا روحانی) کشیده شدن انتخابات به دور دوم را بعید ندانسته است.

برگزاری انتخابات و عدم تغییر در اولویت‌های استراتژیک ایران

پایگاه تحلیلی مربوط به ‌مرکز پشتیبانی از ابتکارات استراتژی و اجتماعی روسیه و ارمنستان مطلبی تحت عنوان «ایران: برگزاری انتخابات ریاست جمهوری؛ عدم تغییر در اولویت‌های استراتژیک»، به‌ بررسی شرایط موجود سیاسی جمهوری اسلامی پرداخته است.

در این مطلب اشاره شده است که به‌ دلیل نقش فعال ایران در منطقه و دنیا، باید به ‌تحولات داخلی این کشور توجه داشت.

پایگاه تحلیلی یاد شده با انتقاد از پیروی برخی از کشورها از نوع نگاه غربی‌ها به‌ ایران، نوشته است: تکرار طوطی‌وار این ادعای غرب که «حضور ایران در امور بین‌المللی مهم نبوده و بر روی روندهای جهانی حداقل تأثیر را می‌گذارد» از سوی برخی همسایگان ایران بسیار احمقانه است.

متأسفانه در ارمنستان نیز هواداران غرب بر امور کشور مدیریت کرده و نقش جمهوری اسلامی در مسائل ماورای قفقاز و ارمنستان را نادیده می‌گیرند.

اگر همسایه‌های ایران به ‌آنچه در داخل این کشور می‌گذرد توجه می‌کردند، حتما به ‌این نتیجه می‌رسیدند که بین نامزدهای انتخابات اختلاف‌نظر وجود دارد ولی این فقط اختلاف‌نظر میهن‌پرستان است یعنی آنان هرگز در رابطه با ‌مسائل مربوط به‌ منافع ملی ایران، نظیر برنامه هسته‌ای، بحث قدس، سوریه و غیره کوتاه نخواهند آمد.

وجود فضای دموکراتیک و شفافیت بی‌سابقه روند انتخابات

این پایگاه تحلیلی معتقد است: بحث مهم‌تر وجود فضای کاملا دموکراتیک و شفافیت بی‌سابقه روند انتخابات سال ۲۰۱۳ می‌باشد.

در ادامه آمده است: حدود ۷۰۰ نفر نامزد خود را ثبت نام کردند که از طرف شورای نگهبان صلاحیت آنان مورد بررسی قرار گرفت و در مورد هر یک از آنها رسانه‌ها اطلاع‌رسانی کردند و زمینه معرفی آنان به‌ مردم فراهم شد ضمن این که احتمالا خیلی از این نامزدها از نخبگان آینده سیاسی این کشور خواهند بود.

در مطلب یادشده، ایران به ‌مراتب دموکراتیک‌تر از کشورهای ماورای قفقاز، اتحادیه اروپا و جامعه کشورهای همسو عنوان شده و آمده است: در ایران اراده مردم سرنوشت انتخابات را رقم می‌زند در حالی که در خیلی از کشورها از جمله کشورهای غربی پول تعیین‌کننده این مسئله است.

این پایگاه تحلیلی نوشته است: هنگامیکه غربی‌ها از وجود اختلاف دیدگاه میان گروه‌های سیاسی ایران (اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان) صحبت می‌کنند این واقعیت را نمی‌پذیرند که در اصل میان آنان هیچ تفاوت استراتژیک وجود ندارد و شاید برخی جانبدار افزایش اختیارات قوه مجریه باشند ولی بدون تردید همه پایبند به‌ ولایت فقیه هستند.

در پایان آمده است: بدون شک همه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران میهن‌پرست بوده و در بین آنان فردی وجود ندارد که با هدف قرار گرفتن در موقعیت دست‌نشانده غرب و اسرائیل و تبدیل کشور به ‌مجری اراده خارجی‌ها در این راه گام بردارد.



سلام به هم وطنان

ما هم در آلمان و اتریش و لبنان و  سوئیس از همان ابتدا از حامیان دکتر جلیلی بودیم و هستیم

ایشان واقعا باعث عزت و افتخار ایران هستند...........