تبلیغات
حیات طیبه - مطالب ریحانه نویدی
منوی اصلی
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
حیات طیبه

این مدت گرفتاری های زیادی داشتیم... نتونستیم به وبلاگ برسیم... اما برنامه های هفته وحدت مثل سالهای گذشته برگزار شد... از همه کسانی که در این مراسم شرکت کردند، تشکر میکنیم... به خصوصا مهمانانی که از کشورهای لبنان، سوریه، عراق، یمن، مصر و افغانستان دعوت ما را پذیرفتند و در مراسم حاضر شدند.

vahdat


دو خبر خوش هم براتون داریم!!!

دیگه آواره نیستیم... گروهمون هم مجوز فعالیت داره و هم مکانی برای فعالیت... مقرشم در شهر مونیخ هست... آدرس رو براتون ارسال کردیم.

و اما خبر خوش بعدی!!!




سمینار گفتمان انقلاب اسلامی به مناسبت سی و پنجمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دفتر موسسه  برگزار می شود. چارت برنامه ها هم به ایمیلاتون ارسال می شود...

enghelab

فردا ساعت 9:30 صبح، همزمان با ورود تاریخی امام خمینی به ایران، سمینار به طور رسمی با برگزاری مراسم افتتاحیه کار خود را آغاز می کند. با برنامه های متنوع به مدت 10 روز...



Imam Khomeini über den Qudstag, 13.04.1982

"Das Thema Quds (der Qudstag) ist keine persönliche Angelegenheit. Es ist auch nicht die Angelegenheit eines bestimmten Staates oder gar der heutigen Generation der Muslime der Welt. Nein, es ist vielmehr ein Ereignis, welche alle Monotheisten -Muwahhedin- der Welt betrifft, die Gläubigen aus der Vergangenheit, die in der Gegenwart und die zukünftigen Gläubigen. Gelten tut dies seit dem Zeitpunkt an dem der Grundstein für die Masdjid-Alasqsa gelegt wurde und gilt solange unser Planet sich im Universum dreht."

روز قدس

ترجمه:

مسئله قدس یک مسئله شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یک کشور و با یک مسئله مخصوص به مسلمانان جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته، و حال و آینده، از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه ننگ است برای دولت های اسلامی که با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرتهای جهان بنشینند و تماشاگر باشند که آمریکا ابر جنایتکار تاریخ یک عنصر فاسد بی ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عدها ی ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت نمایی کند.

جهان اسلام ازدیدگاه امام خمینی(تبیان)دفترنوزدهم،ص 99.

روز قدس



روز جمعه، بیست و چهارم خرداد 1392 روز خلق حماسه ای دیگر از سوی ملت ایران بود... با وجود تمام تبلیغات منفی که علیه این انتخابات صورت گرفت، ملت روز جمعه پای صندوق های رای رفتند و حماسه ای دیگر را آفریدند...گفتمان انقلاب اسلامی

ملت ایران با مشارکت 72 درصدی در این انتخابات، در واقع اتمام حجتی با دشمنان انقلاب اسلامی ایران کردند. دشمنان انقلاب اسلامی ایران تصور می کردند که پس از فتنه 88 و دروغ بزرگ تقلب، اعتماد مردم بر نظام کم می شود و سبب کاهش مشارکت می شود... ولی زهی خیال باطل!!!

ملت دراین انتخابات پیروز شدند ولی این پیروزی، قدم اول است و هنوز گام های اصلی برداشته نشده!!

مقام معظم رهبری در پیام تبریک به ملت و رئیس جمهوری منتخب فرمودند:«رئیس‌جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌‌ی ملت است. همه باید برای دست‌یافتن به آرمان‌های بزرگی كه رئیس‌جمهور و همكاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان كمك و با آنان همكاری صمیمانه كنند.»...«اکنون که حماسه ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته ی خود را به دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواست ههای پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه امنیت کشور و خنثی کننده ترفندهای دشمنان است.»

با پیام مقام معظم رهبری و سخنان ایشان در جمع مسئولان قوه قضائیه فرمودند، تکلیف داریم که با دولت جدید همکاری کنیم.(تا زمانی که تابع ولایت فقیه باشند...)

ما در خارج از ایران زندگی می کنیم باید چند برابر ظرفیت کار کنیم؛ اگر تا الان کم کاری کردیم از حالا تنبلی و خواب آلودگی را کنار بگذاریم و کارمان را با شدت بسیار زیاد شروع کنیم... وظیفه معرفی و ترویج گفتمان انقلاب اسلامی در اروپا که مهد انواع گفتمان ها و ایدئولوژی هاست، چندان ساده نیست ولی با کنار گذاشتن تنبلی و سستی قابل تحقق است...

ان شاء الله با دریافت پیام مقام معظم رهبری، کار را بدون نگرش منفی ادامه می دهیم تا این حماسه ای که متولد 24 خرداد است را به شکوفایی و تکامل برسانیم...



بعد از هماهنگی هایی که بین دوستان دانشجو و یا فارغ التحصیل در کشورهای سوئیس و اتریش و آلمان صورت گرفت قرار بود این نشست در آلمان برگزار شود اما به علت بارش باران و جاری شدن سیل بی سابقه محل برگزاری تغییر کرد و در اتریش برگزار شد.

شرکت کنندگان در این نشست در بیانیه ای حمایت خود را از دکتر سعید جلیلی اعلام کردند در بخشی از این بیانیه آمده است «دکتر جلیلی را نماینده گفتمان انقلاب اسلامی و نماد مقاومت در اصول بنیادین می دانیم و ایشان را به عنوان نامزد اصلح انتخاب می کنیم.»

پارلمان اتریش 2011

بعد از هماهنگی هایی که بین دوستان دانشجو و یا فارغ التحصیل در کشورهای سوئیس و اتریش و آلمان صورت گرفت قرار بود این نشست در آلمان برگزار شود اما به علت بارش باران و جاری شدن سیل بی سابقه محل برگزاری تغییر کرد و در اتریش برگزار شد.

برنامه به مدت دو ساعت در منزل یکی از دوستان برگزار شد. در اینجا چنین برنامه هایی در فضای بیرونی جایز نیست ولی متاسفانه حمایت از نامزد خاصی در بیشتر رسانه های غربی جایز است.

چون منزل فرد میزبان آپارتمان بود، همسایگان وی نگاه توام با تعجب داشتند و به نظر می رسید نگران هستند، متاسفانه در بعضی از شهروندان اتریش و آلمان این نگاه وجود دارد البته سوئیسی ها انگار همه جوره بیطرف هستند، جهت رعایت حال همسایگان ما روز قبل از همه دوستان خواستیم در رفت و آمدها نهایت سکوت را رعایت کنند که الحمدلله همه مراعات کردند.

در ابتدا فکر نمی کردیم  کسی از نشست استقبال کند من پیامک هایی به دوستان ارسال کرده بودم ولی امیدی به حضور جمعیت نداشتم.

دو نکته باعث شده بود دوستان زیادی در نشست شرکت کنند یکی استقبال شرکت کنندگان در نشست از سخنان دکتر جلیلی در مناظره سوم و دومی موج تخریب و تحریف بی سابقه در غرب بر ضد ایشان.

یکی از شرکت کنندگان در مراسم در سخنان خود گفت دکتر جلیلی احساس غرور ملی را در ما ایرانیان خارج کشور بیشتر تقویت کرد. رفتار ایشان در مذاکرات باعث شد ما هم با مقاومت بیشتر در خارج کشور گام برداریم او از این موضع جلیلی به عنوان ملی گرایی یاد کرد و گفت شاید این احساس در داخل ایران خیلی محسوس نباشد.

حسناء حیدر که در اینجا به خبرنگاری برای یک خبرگزاری اتریشی اشتغال دارد در سخنانی گفت من جلیلی را در دورهای مذاکرات در آلماتی و استانبول دیده بودم شعار مقاومت رمز پیشرفت که شعار انتخاباتی ایشان است فقط یک شعار نیست استراتژی است که دکتر جلیلی در مذاکرات پیش گرفته بود و من این را در عمل ایشان دیده بودم.

محمدرضا از ایرانیان مقیم خارج کشور هم از کسانی بود که در جلسه صحبت کرد: من بیشتر تحت تاثیر رسانه های غربی اطلاعات را بدست آورده بودم که بیشتر بر این محور بود که ایشان کم حرف می زنند و فن بیانشان خوب نیست، کار اجرایی نداشتند، نماینده جریان انحرافی هستند و آخرش همه شما را می پیچانند. زمان برگزاری مناظرات انتخاباتی متوجه شدم که اطلاعاتی که من روزانه رصد می کردم، کاملا غلط است. من تصور می کردم هرکی بیشتر حرف بزند یعنی خیلی سطحش بالاست ولی کم خرف زدن و به موقع و قاطع صحبت کردن ایشان نظرم را عوض کرد دشمنان ایران خودکشی می کنند تا ایشان به ریاست جمهوری نرسد.

آقای بیاتی هم در بخشی از صحبتهای خود گفت از صحبتهای دیگر نامزدها این گونه اقتباس می شد که اگر درجایی با مشکل مواجه شوند برابر کشوری مثل آمریکا کوتاه خواهند آمد.

در آپارتمان محل نشست شعار هم دادیم:«ما متوقف نمی شویم»، «برگ برنده ما شهید زنده ما» و شعارهای دیگر. البته چون در منزل بودیم و تعدادمان هم زیاد بود با صدای آهسته شبیه صحبت کردن در دل! یکی از دوستان می گفت: عقده ای شدم، سفرهای تبلیغاتی دکتر جلیلی تو ایران همه شعار می دهند ولی ما در این کشور بی بخار هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم…!!! در اروپا آلمانی ها به آدم های خشک معروف هستند، اتریشی ها در این مورد وضع بهتری دارند.

یکی از حاضرین که با کناردستی خود صحبت می کرد می گفت دکتر جلیلی به شهدا شباهت دارد.

در پایان جلسه برای اینکه کسی در ساختمان به حضور این جمعیت ۲۵ نفری اعتراضی نکند دوستان یک شاخه گل به هر یک از واحدهای ساختمان هدیه دادند.



کوئین لویز

نگاه از داخل به ایران خیلی با از بیرون نگاه کردن متفاوت است. شاید آنچه موجبات عزت و سرافرازی را برای یک ملتی به ارمغان می آورد، وقتی در خاک همان سرزمین هستید خیلی به چشم نیاید. اما ما که در بیرون از کشور حالا به هر دلیلی تحصیل و با سایر شرایط به سر می بریم خیلی بهتر درک می کنیم که پیشرفت علمی و سیاسی و سایر حوزه ها تا چه اندازه هست. من زمانی که به آلمان رفتم 9 ساله بودم. یادم هست خرداد تمام شده بود و خانواده ما مجبور شدند به مدت چند سال به آلمان سفر کنند. محل زندگی ما شهر بن تعیین شده بود. این شهر در زیبایی ظاهری چیزی کم نداشت اما مهم این بود که ما روزهای ابتدایی خیلی به زبان آلمانی مسلط نبودیم... و نوع برخوردها با کشور قبلی که یک کشور عربی بود خیلی تفاوت داشت...به هر حال ما هیچ علاقه ای نداشتیم که در آلمان زندگی کنیم. سال تحصیلی مدارس ایرانی به اتمام رسیده بود. من سال تحصیلی جدید را در یک مدرسه آلمانی که بین المللی هم بود آغاز کردم. مدرسه ما به همه چیز شباهت داشت جز محلی که در آن علم آموخته می شد. بیشتر مدرسه سیاست بود تا مدرسه دانش. در عین حال  اینکه روزگار سختی را در آنجا گذراندیم ولی تجربیات خوبی بدست آوردیم. مدرسه بین المللی ملیتهای مختلفی را در خود جای داده بود که به دنبال آن ادیان و مذاهب مختلفی را در خود جای می داد. از کل مدرسه که حدود 800 نفر بود، 12 شیعه را تشکیل می داد که 8 نفر ایرانی بودیم و 4 نفر لبنانی. مدیر مدرسه ما یک خانم یهودی بود که البته یهودی بودن خود را با انداختن صلیب به گردن و انجام نمادین رفتارهایی که نماد مسیحیان بود پنهان می کرد. ایشان بسیار علاقه مند بودند که مسلمانان مدرسه هر کاری را ملتمسانه از وی درخواست کنند و این مساله را ما ایرانی ها هرگز نمی پذیرفتیم... خیلی سخت بود فرایند تغییر در مشی این مدیر!!! در مدرسه ما همچنین انجام فرایض دینی فقط برای یهودیان آزاد بود و در این زمینه دوستان مسیحی ما هم ناراضی بودند. مراسم مزخرفی مثل بزرگداشت هولوکاست و عید پوریم و... خیلی راحت برگزار می شد. حتی یکی از واحدهای درسی ما هم در رابطه با مساله هولوکاست بود. یک موضوع مهمی که در آنجا وجود داشت این بود که در سیستم آموزشی آلمان مدارس به صورت شورایی اداره می شد یعنی شورای مدیران، شورای دبیران، شورای دانش آموزان و والدین آنها (که البته در اروپا خانواده به مفهوم ایران خیلی مرسوم نیست). تا زمانی که ما به این مدرسه وارد نشده بودیم سیستم شورای دانش آموزی به صورت انتصابی بود. البته ورود ما به این مدرسه هم یک داستانی بود. چون در آلمان قانون منع حجاب وجود داشت و دارد ما در هر مدرسه ای نمی توانستیم ثبت نام کنیم. بعد از ورود به مدرسه سیستم انتصاب را با این استدلال که شما می گویید دموکراسی ولی همیشه یک افراد خاصی وارد شورای دانش آموزی می شوند. طیف غیر اسلامی مدرسه و به قول معروف آقازاده های مدرسه خیلی با این مساله مخالفت کردند ولی به هر دری ما حرف خودمان را به کرسی نشاندیم و ار قضا وارد هر 4 نفر ما وارد شورا شد و از آن تاریخ تا سال تحصیلی بعد به عنوان نماینده مسلمانان در جلسات شرکت می کردیم. تقریبا به جز ایران همه دنیا اسرائیل را به رسمیت می شناختند و از قضا در مدرسه ما هم 3 اسرائیلی مشغول به تحصیل شدند. از اینجا بود که درگیری های زیادی میان دوستان مسلمان به خصوص لبنانی که در آن زمان هم لبنان و اسرائیل در جنگ به سر می بردند و ایران که هرگز اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت و نمی شناسد صورت می گرفت...البته مدل اسرائیلی ها این که می خواهند خودشان را به زور تحمیل کنند...تنش ها خیلی طولانی بود...به طور کلی روال مدرسه این بود که اگر به فرض ایران، اسرائیل را غاصب و جنایتکار می دانست، اتباع آن رژیم با ایرانی های مدرسه برخورد می کردند. یعنی مثلا گاهی درگیری لفظی بود و گاهی هم تا حد زد خورد. این مسائل باعث شد کم کم بخش اسلامی و غیر اسلامی مدرسه از هم جدا شوند و فقط در مواقع ضروری گرد هم آیند. دریاره آن سه اسرائیلی هم با موضع گیری سرسختانه ای که یکی از دوستان به همراه دوستان لبنانی که امیدوارم هرجا هستند سلامت باشند و آرامش داشته باشند از صحنه مدرسه محو شدند و فکر کنم به مدرسه ای اسرائیلی منتقل شدند.

این روند در دانشگاه خیلی شدیدتر بود....

مونیخ

سال 1385 من از مدرسه فارغ التحصیل شدم و خوشحال بودم که برمی گردم ایران و دوره دانشگاهم را با گذراندن آن همه درگیری در ایران می گذرانم...ولی فکر کنم تقدیر این بود که من در همان کشور ولی در شهر مونیخ ادامه تحصیل بدهم... دوره لیسانس را هم به همین صورتی که ذکر شد طی می کردیم.........یادم هست روزی که بحث مذاکرات هسته ای ایران و دکتر جلیلی خیلی داغ شده بود، سال آخر بودم... سال 89 ... بین همه طیف دانشگاه از سال 1388 و آن انتخابات معروف اسم ایران بر سر زبانها جاری شده بود...همه ارزوی ایرانی بودن را داشتند... بعد از اینکه دانشمندان هسته ای ما به شهادت رسیدند، مواضع مثبت ایران در این مساله (که البته به آنها افتخار می کنم) براساس آنچه مرسوم بود، یادم هست وارد دانشگاه شدم یکی از دانشجویان من را صدا کرد و وقتی برگشتم یک سیلی از یک دانشجوی که گرایشات صهیونیستی داشت والبته برای مظللوم نمایی خود را یهودی جا می زد خوردم....هر چند من هم بی جواب نگذاشتم چون یاد گرفته بودم که در برابر رفتارهای دشمن گونه خصوصا این فرد را مثل خودش باید پاسخ داد...

ما از انجا دکتر جلیلی را خیلی بهتر شناختیم و براساس انچه از گفتمان انقلاب آموخته بودیم ایشان را به عنوان یک فرد اصلح برگزیدیم...و تا زمانی که ایشان وارد وزارت کشور ایران شدند انتظار کشیدیم...


به امید موفقیت و سربلندی ایشان و ملت ایران